وبلاگ
استراتژی معاملاتی چیست؟

استراتژی معاملاتی چیست؟

استراتژی معاملاتی

استراتژی معاملاتی می‌تواند ساده یا پیچیده باشد و برای طراحی آن، مسائلی از قبیل سبک سرمایه‌گذاری (سرمایه‌گذاری رشدی یا ارزشی)، ارزش بازار، تحلیل تکنیکال، شاخص‌های بنیادی، صنایع خاص، تنوع سبد سرمایه‌گذاری، مدت‌زمان سرمایه‌گذاری، ریسک‌پذیری، اهرم مالی و غیره در نظر گرفته شود.

نکته: استراتژی معاملاتی باید بر مبنای داده‌های عینی و تجزیه‌وتحلیل بی‌طرفانه تنظیم شود و معامله‌گر کاملا به آن پایبند باشد. در عین حال، این استراتژی باید انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد و بتوان در شرایط مختلف، آن را بازبینی کرد و در صورت لزوم، بخش‌هایی از آن را تغییر داد.

چگونه ضرر بورس را جبران کنیم؟

انواع استراتژی‌های معاملاتی

استراتژی‌های معاملاتی انواع مختلفی دارند، اما اکثرشان بر مبنای تحلیل تکنیکال یا بنیادی طراحی می‌شوند. چیزی که بین استراتژی‌های معاملاتی مشترک است این است که همه آن‌ها به اطلاعات و داده‌های قابل‌سنجش تکیه دارند و امکان ارزیابی دقیق آن‌ها بر مبنای اطلاعات تاریخی وجود دارد. به زبان خودمانی، استراتژی معاملاتی نباید به چیزهایی مثل احساسات شخصی، توصیه دیگران، سیگنال خرید یا فروش تحلیل‌گران معروف، رمل و اسطرلاب و چیزهایی از این قبیل وابسته باشد و بنیان آن باید مفاهیمی باشد که بشود با عدد و رقم آن‌ها را سنجید و مقایسه کرد.

استراتژی‌های مبتنی بر تحلیل تکنیکال

آن دسته از استراتژی‌های معاملاتی که بر مبنای تحلیل تکنیکال طراحی می‌شوند از تعدادی از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال برای تصمیم‌گیری درمورد خریدوفروش بهره می‌گیرند. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که همه اطلاعات و داده‌های مربوط به سهام و اوراق بهادار دیگر در قیمت خلاصه می‌شود و قیمت همیشه روند مشخصی دارد.

نمونه‌ای از یک استراتژی معاملاتی مبتنی بر تحلیل تکنیکال می‌تواند خریدوفروش بر اساس «میانگین‌های متحرک» باشد. این استراتژی می‌تواند از دو میانگین متحرک کوتاه‌مدت و بلندمدت کمک بگیرد و هر جا که میانگین متحرک کوتاه‌مدت از میانگین متحرک بلندمدت عبور کند، نشانه خرید (یا فروش) باشد.

استراتژی معاملاتی بر مبنای تحلیل بنیادی

همان‌طور که می‌شود حدس زد، بنیان استراتژی‌های معاملاتی مبتنی بر تحلیل بنیادی شاخص‌های بنیادی است. تحلیلگران بنیادی همواره فهرستی از شاخص‌های بنیادی دارند و سهم‌های مختلف را بر اساس این فهرست می‌سنجند تا فرصت‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری را پیدا کنند. چنین فهرستی می‌تواند شامل شاخص‌هایی از قبیل نسبت «P/E» (پی‌به‌ای یا قیمت به سود)، رشد درآمد، رشد سودآوری، نسبت بدهی و غیره باشد.

برای نمونه، تحلیلگر بنیادی ممکن است طبق استراتژی معاملاتی خودش، سهامی را که نسبت «‌P/E» آن‌ها کمتر از ۷ باشد برای بررسی بیشتر مناسب تشخیص بدهد. در مراحل بعدی، این سهم‌ها باید فیلترهای دیگر، مانند ارزش بازار، رشد فروش و غیره، را پشت سر بگذارند و در نهایت سهم‌هایی که از همه این فیلترها عبور کرده باشند، برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌شوند.

استراتژی‌های معاملاتی دیگر (تابلوخوانی و…)

یکی دیگر از انواع استراتژی‌های معاملاتی، به‌ویژه در بازار ایران، بر مبنای «تابلوخوانی» طراحی می‌شود. همان‌طور که می‌دانید، تابلو هر سهمی اطلاعات بسیار زیادی از قبیل حجم معاملات، قیمت‌های پیشنهادی خریداران و فروشندگان، حجم معاملات حقیقی و حقوقی، تعداد خریداران حقیقی و حقوقی و بسیاری موارد دیگر را در اختیار معامله‌گران می‌گذارند. بعضی از معامله‌گران طبق تجربه‌ای که در طول سال‌های معامله‌گری به دست آورده‌اند، بر مبنای فاکتورهای تابلو استراتژی‌های معاملاتی طراحی می‌کنند که به‌ویژه برای معاملات کوتاه‌مدت کاربرد دارد.

نمونه‌ای از این نوع استراتژی‌های معاملاتی می‌تواند این باشد که افزایش ناگهانی حجم خرید یا فروش را شرط اصلی برای خرید یا فروش در نظر بگیرد. در مراحل بعدی این استراتژی، ممکن است به نکته‌هایی از قبیل ارزش بازار و سرانه خرید حقیقی دقت شود و در نهایت سهم مناسب برای خرید انتخاب شود.

بهترین استراتژی معاملاتی برای معامله در بورس ایران

مطمئن باشید که چنین چیزی وجود ندارد! اگر هم وجود داشته باشد، برای همیشه مناسب نخواهد بود. بهترین استراتژی معاملاتی همانی است که معامله‌گر بر مبنای عادات و علایق شخصی و متناسب با درجه ریسک‌پذیری خودش طراحی می‌کند و با جزئیات آن به‌قدری آشناست که می‌تواند در شرایط مختلف و در صورت لزوم، گوشه‌وکنار آن را کمی تغییر بدهد تا استراتژی‌اش همیشه منطبق با شرایط روز باشد.

اما می‌شود کلیات یک استراتژی معاملاتی منطقی را در ۳ مرحله زیر خلاصه کرد؛

مراحل طراحی استراتژی معاملاتی در بازار سرمایه‌گذاری

  1. قبل از هر چیز باید یک «واچ‌لیست» یا «فهرست سهم‌های زیر نظر» تهیه کنیم که معمولا شامل پنجاه الی صد نماد برجسته بازار است. باید دقت کنیم که ارزش بازار نمادهای این فهرست در محدوده‌ای باشد که خودمان مشخص می‌کنیم. مثلا نماد شرکت‌هایی را در این فهرست قرار می‌دهیم که ارزش بازار آن‌ها بالای ۱۰ هزار میلیارد تومان باشد.
    نکته: سودآوری مهم‌ترین شاخصی است که می‌تواند سرمایه‌گذار را در برابر تلاطم‌های بازار سرمایه بیمه کند. شرکتی که سود بسازد و این سود را یا بین سرمایه‌گذاران تقسیم کند و یا با این سود طرح‌های توسعه‌ای خود را پیش ببرد، همواره می‌تواند گزینه مناسبی برای این فهرست اولیه باشد. اما شرکتی که زیان انباشته بالایی داشته باشد و در آینده نزدیک چشم‌اندازی برای رفع مشکلات اساسی آن وجود نداشته باشد (که متأسفانه نمونه‌های آن در بورس ایران زیاد است) نباید وارد این فهرست شود.
  2. سپس باید نمادهای این فهرست را از نظر بنیادی بررسی کنیم و ببینیم کدام نمادها شرایط مناسبی برای سرمایه‌گذاری دارند. این بررسی می‌تواند شامل مقایسه «P/E»، ارزیابی مقدار فروش ماهانه و سالانه، سنجش رشد مقدار فروش، مقایسه حاشیه سود و شاخص‌هایی از این قبیل باشد.
  3. گام نهایی خرید سهام منتخب در قیمت مناسب است. بعد از اینکه سهام مورد نظرمان را انتخاب کردیم، باید تلاش کنیم که این سهم‌ها را در قیمت‌های مناسب شکار کنیم. البته استراتژی معاملاتی ما باید امکان خرید پله‌ای را بدهد؛ به این معنا که باید اصول مدیریت سرمایه را هم در استراتژی‌مان در نظر داشته باشیم و تمام پول‌مان را در یک معامله خرج نکنیم و همیشه احتمال بدهیم که قیمت سهام مورد نظرمان ممکن است روزهای بعد پایین‌تر هم بیاید و فرصت مناسب‌تری برای خرید در اختیارمان بگذارد.

مزایای داشتن استراتژی برای معامله‌گر

هدف اصلی استراتژی‌های معاملاتی این است که از سوگیری‌های رفتاری در تصمیم‌گیری‌های مالی جلوگیری و سودآوری مناسب و پایدار تضمین شود. به بیان ساده‌تر، وقتی استراتژی معاملاتی مشخصی داشته باشیم و در تمام شرایط به این استراتژی پایبند بمانیم، خطر تصمیم‌گیری‌های هیجانی تهدیدمان نخواهد کرد.

پس می‌شود مهم‌ترین مزیت‌های پایبندی به استراتژی معاملاتی را این‌گونه خلاصه کرد:

  • جلوگیری از سوگیری رفتاری در سرمایه‌گذاری
  • خریدوفروش سهام بر مبنایی مشخص
  • دوری از خریدوفروش هیجانی
  • بازدهی مناسب و پایدار در بلندمدت

معایب نداشتن استراتژی معاملاتی

اگر برای خریدوفروش سهام قاعده مشخصی نداشته باشیم، ممکن است به‌راحتی دچار ترس یا طمع شویم و نتوانیم سهمی را به‌موقع بخریم و به‌موقع بفروشیم. مثلا ممکن است سهمی را در نقطه نامناسبی بخریم و بعد از ۱۵درصد افت، آن را بفروشیم و رشد سهم درست بعد از فروش ما آغاز شود. برعکس، ممکن است سهمی را بخریم و بعد از ۱۰درصد زیان، به امید آغاز روند صعودی، آن را نگه داریم و به‌مرور بیشتر و بیشتر در ضرر فرو برویم.

همچنین ممکن است بعد از رسیدن به هدف قیمتی مورد نظر، طمع کنیم و به امید سود بیشتر، سهم را بیش از حد نگه داریم. در این صورت ممکن است به‌راحتی تمام سودمان را از دست بدهیم. معایب نداشتن استراتژی را می‌توانیم به این صورت خلاصه کنیم:

  • تصمیم‌گیری‌های هیجانی و دور از منطق سرمایه‌گذاری
  • عدم شناسایی سود در زمان مناسب و از دست دادن سود
  • پایبندنبودن به حد ضرر و افزایش زیان
  • بازدهی نامناسب و همراه با نوسان
  • و در نهایت، از دست دادن آرامش در زندگی شخصی

جمع‌بندی

در این مطلب با فلسفه استراتژی معاملاتی آشنا شدیم و دیدیم که می‌شود استراتژی‌های مختلفی برای حضور در بازار سرمایه طراحی کرد. با کلیات یک استراتژی معاملاتی مناسب آشنا شدیم و دیدیم که نداشتن چنین طرحی می‌تواند به از دست دادن سود، ضرر کردن و حتی از دست دادن آرامش ذهنی منجر شود. بیراه نیست اگر بگوییم درک اهمیت استراتژی معاملاتی از داشتن استراتژی مهم‌تر است، چون اگر چنین نیازی را درست درک کنیم، حتما به دنبال طراحی استراتژی مناسب خواهیم رفت و همواره استراتژی‌مان را ارزیابی خواهیم کرد تا بتوانیم آن را با شرایط روز متناسب کنیم.

The post استراتژی معاملاتی چیست؟ appeared first on رده Rade.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.